مصطفى بن محمد هادى خوئى

120

شرح دعاى صباح ( فارسى )

في السماوات و الارض و ما بينهما ، آدم را نيز مثال آن آفريد و در او همهء اين مذكورات را آفريد . چنانچه جناب امير المؤمنين - عليه السّلام - فرموده : أ تزعم انّك جرم صغير * و فيك انطوى العالم الاكبر و أنت الكتاب المبين الّذى * باحرفه يظهر المضمر « 1 » و چنانچه حق تعالى فرموده : سَنُرِيهِمْ اياتِنا فِى الافاقِ وَ في أَنْفُسِهِمْ حَتّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَىْءٍ شَهيد . الا انَّهُمْ في مِرْيَةٍ مِنْ لِقاءِ رَبِّهِمْ الا انَّهُ بِكُلِّ شَىْءٍ مُحيطٌ . « 2 » يعنى : زود است بنماييم ايشان را آيات خود را در آفاق عالم و در نفسهاى ايشان تا آخر آيه . و نمونه‌اى از صفات خود را به انسان « 3 » كرامت فرموده و چنانچه عالم ، مسخّر امر اوست ، بدن انسان را مسخّر روح گردانيد تا ايشان از اطّلاع بر تركيب اعضاء و ترتيب اجزاء خود بر اطّلاع عالم علوى و سفلى به هم رسانند ، و از اينجا معرفت بارى تعالى تحصيل كنند ، و از امر و نهى ارواح ايشان مر بدن ايشان را امر و نهى حق تعالى را در عالم ، معلوم كنند و از نهى كردن روح مر بدن را در خصوص ارادهء او امر قبيح را و با وجود اين مقوّم اوست در همه حال و فرستندهء بدن است به سوى آن قبيح اندكى از سرّ « لا جبر و لا تفويض بل امر بين الامرين » مطّلع شوند و بصيرت به هم رسانند ، چنانچه گفته‌اند : اى نسخهء نامهء الهى كه تويى * وى آينهء جمال شاهى كه تويى بيرون ز تو نيست هر چه در عالم هست * از خود بطلب هر آنچه خواهى كه تويى نه ملك راست ميسّر نه فلك را حاصل * آنچه در سرّ سويداى بنى آدم از اوست

--> ( 1 ) ر . ك : ديوان امام على ( ع ) ، تأليف قطب الدين كيدرى ، ترجمهء دكتر ابو القاسم امامى ، اسوه ، 1373 . ( 2 ) فصّلت : 54 - 53 . ( 3 ) ع : ايشان .